حکایت آن لبخند پر رمز و راز!

| معراج | 0000-00-00 00:00:00 | بازدید: 881 |

یادداشت مداح اهل بیت علیه السلام حاج علیرضا بکایی به مناسبت سالروز میلاد حضرت ثامن الحجج، امام رضا علیه السلام را آورده ایم.

«آن روز، جمعه بود و جمعیت در مسجد جامع شهر «مرو» موج می زد. هر جا را که نگاه می کردم گروهی از مردم دور هم بودند و با هم صحبت می کردند. نزدیک شان شدم و خوب به صحبت هایشان گوش کردم. بعد از مدتی بازگشتم و به محضر مولایم حضرت امام رضا علیه السلام رسیدم و عرض کردم : مولا جان! مردم را در هر نقطه ای دیدم با هم صحبت می کردند و موضوع سخنانشان هم یک چیز بود : امام و امامت.

عبدالعزیز بن مسلم گوید : در این حال دیدم آقایم امام رضا لبخندی زدند و سپس به طور مفصل و طولانی فرمایشاتی بسیار ارزشمند فرمودند ...»

این مطلب را آقای دکتر رضایی در مجلسی که به مناسبت میلاد امام رضا علیه السلام بر پا شده بود، بیان کرد. آن گاه چنین ادامه داد :

«بچه ها! ما نمی رسیم همه حدیث امام رضا علیه السلام را مورد بحث قرار دهیم. من فقط یکی دو جمله از آن و نکاتی در این زمینه را مطرح می کنم. حضرت می فرماید : «انَّ الامامه زمام الدین و نظام المسلمین ...» شما ببینید این نکات چه قدر شیرین و مهم و اساسی است.» (1)


1- ژرف نگر باشید

«اولین نکته می تواند درباره معرفت عمیق و نگاه ژرف انسان باشد. ببینید بچه ها! بعضی ها بسیار سطحی به مسایل نگاه می کنند. مثلاً درباره بحث امامت، دانشمندان بعضی از فرقه ها گفته اند امامت هیچ اهمیتی در دین ندارد(!!) (2)

اما امام رضا علیه السلام با بیان این حدیث می فرماید : همانا امامت، زمام دین و موجب نظام امت اسلام است. در واقع، اولین پیام امام رضا علیه السلام این است که در فهم مسایل و ارزیابی آن ها عمیق و دقیق باشید. سعی کنید جایگاه و اهمیت آن ها را درک کنید. اگر موضوعی مثل امامت و رهبری ان قدر در اسلام اهمیت دارد که زمام دین و تون اصلی آن است، این را خوب بفهمید. همیشه نگاهتان به چارچوب ها و محورها و اصول باشد. اگر کسی «اصل» را شناخت، «فروع» را نیز خواهد شناخت.»

2- دین شناس باشید

«پیام و نکته دیگر در حدیث امام رضا علیه السلام این است که دین را خوب بشناسید. دین، صرفاً مجموعه ای از احکام و قواعد و عقاید (بدون ارتباط با یکدیگر) نیست؛ بلکه دین یک «نظام» و یک پیکر واحد و منسجم است و نمی شود به راحتی یک عضو آن خصوصاً یک عضو اساسی و حیاتی مثل قلب را ندیده گرفت، چون نظام و کلیت پیکر به هم می ریزد. دین پیکری نیست که به راحتی عضوی حیاتی مانند امامت را از آن جدا کنیم و تصور کنیم هیچ اهمیتی ندارد(!) و به جایش یک قلب مصنوعی بگذاریم! (یعنی امام معصوم و رهبر الهی از سوی خدا را کنار بگذاریم و شخص دیگری را خودمان انتخاب کنیم!). یادمان نرود؛ دین یک «نظام» و «پیکر واحد» است و باید دین شناس و نظام شناس بود.

3- امام شناس و امامت شناس باشید!

آقای دکتر رضایی بعد از تاملی خاص گفت : «اما نکته سوم، بچه ها! محور اصلی در فرمایش امام رضا علیه السلام مساله امام و امامت است و ما همان طور که گفتیم فقط درباره یک جمله آن سخن می گوییم. بر اساس این جمله :

اولاً : نظام و انسجام دین امامت است (می فرماید : انَّ الامامه زمام الدین). اگر گفتیم دین، خود به منزله یک نظام و پیکر واحد است، آن چه به آن استحکام و وحدت می بخشد و در واقع نخ تسبیح آن، امامت است. می دانید چرا بچه ها؟ چون امام در تعریف ما، هم علمش علم کامل است و هم عملش عمل بی نقص و عیب. یعنی هم به تمام دین و علوم قرآن آگاه است، و هم معصوم. پس همه کس و همه چیز باید با او سنجیده شود؛ و از او الگو بگیرد. امام، خط کش است، صراط مستقیم است. به تعبیر علمی، معیار و ملاک است؛ به همین دلیل، دین و شریعت با امام معصوم سامان می گیرد، انسجام می یابد و از انحراف و نابودی دور می شود. بدون امام معصوم نه اصل دین و نه هیچ یک از احکام و اجزای آن، تحقق واقعی پیدا نمی کند و به همین سبب هیچ عبادتی بدون محبت و ولایت علی و آل علی قبول نمی شود، چون در حقیقت عبادتی (جز در ظاهر) واقع نشده تا قبول شود.

در این جا یکی از بچه ها گفت : ببخشید آقای دکتر؛ ولی من فکر می کنم نخ تسبیح و سبب انتظام و انسجام دین، توحید است نه امامت؛ چون مبدا و اصل توحید است و امامت بعد از توحید و نبوت می آید.

دکتر رضایی گفت : شما نکته درستی گفتید؛ اما از یک نکته نباید غفلت کرد. توحید، اصل هست اما جریان آن در جامعه و در وجود انسان ها بستگی به تبعیت آن ها از امام و حرکت در مسیر امامت دارد. الآن شما نگاه کنید به کشورهای اسلامی مثل عربستان؛ آیا توحید و اسلامی که در ان جاها هست واقعی است؟

اگر بگویید واقعی است، می گویم پس عزت و عظمت و وحدت مسلمین کجاست؟ استقلال و اقتدار اسلام در جهان کجاست؟ آیا بدبختی و ذلت و تفرقه امت اسلام و پیدایش فرقه های مزدور طالبان، القاعده و امروز داعش میوه تلخ و ناگوار «دوری از امام معصوم» نیست؟

ممکن است بگویید : این مصیبت ها به خاطر این است که حاکمان این کشورها آدم های وابسته و خیانتکاری هستند. در این صورت باید گفت : دقیقاً به سخن ما رسیده اید؛ یعنی اگر مساله امامت و ولایت و حاکمیت ولایی بر اساس مکتب اهل بیت علیهم السلام در این کشورها حل شده بود، دیگر نه حاکمانش مزدور و وابسته بودند و نه کشورهای آن ها؛ در نتیجه ان مصائب بزرگ هم در کار نبود.

پس، وجود امام و نظام امامت است که به اسلام و قرآن و کشورهای اسلامی و امت اسلام، انسجام و استحکام و بلکه «هویت اسلامی» می دهد؛ و اعتقاد به توحید و نبوت و معاد و دیگر عقاید و ارزش های اسلامی و واقعاً در آن جاها تحقق و عینیت پیدا می کند. از این جهت است که می گوییم نخ تسبیح و ستون خیمه اسلام و دین، امام و امامت است. از این گذشته، ما داریم حدیث امام رضا علیه السلام یعنی امام معصوم را برایتان می خوانیم. ایشان دارند می فرمایند : انَّ الامامه زمام الدین و نظام المسلمین.

آیا هم اکنون صدها میلیون مسلمان در جهان، واقعاً نظام و انسجام و وحدت و اقتدار دارند (منهای هویت حقیقی اسلامی که فعلاً کاری به آن نداریم)؟ چرا ندارند؟ چون «زمام» و «نظام» هویتی و جایگاهی و سیاسی و نظامی و فرهنگی که با مکتب امامت و ولایت تحقق پیدا می کند، ندارند.

بچه ها! من فکر می کنم همین یک جمله از حدیث امام رضا علیه السلام برای تفکر و تامل و تحقیق و پژوهش ما کافی است. من استدعا دارم درباره همین یک جمله فکر کنید؛ بیندیشید؛ با هم جلسه بگذارید؛ بحث و مناظره کنید و به پایه های اعتقادی و معرفتی خودتان در این مباحث عمق و استحکام ببخشید.

یک بار دیگر به حدیث امام رضا علیه السلام بر گردیم و آن لبخند ایشان؛ که قبل از شروع سخنان خویش تمام محتوای آن ها را در این لبخند خلاصه کردند! آری؛ آن لبخند پر رمز و راز!

پی نویس ها :

1- اصول کافی، ج 1، ص 286

امام غزالی در کتاب «الاقتصاد فی الاعتقاد»، باب 3، ص 275(به نقل از کتاب «پاسخ به شبهات کلامی امامت» از محمدحسن قدردان قرا ملکی، نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

 

منبع: وبسایت شخصی حاج علیرضا بکایی