28صفر،سالروز رحلت پیامبر اعظم(ص)

| معراج | 0000-00-00 00:00:00 | بازدید: 1136 |

 

زندگی نامه پیامبر خاتم (صلی الله علیه واله)

خاتم الانبیا حضرت محمد بن عبدالله در سال ۵۷۱ م که مصادف با روز جمعه هفده ربیع‏ الاول بود، در مکه چشم به جهان گشود و در چهل‏ سالگی از طرف خداوند متعال به پیامبری برگزیده شد. حدود سیزده سال در مکه به صورت پنهان و نیمه‏ پنهان به تبلیغ دین اسلام پرداخت. سپس در نتیجه فشارهای روزافزون کفار و مشرکان به مدینه هجرت کرد. پس از ده سال تبلیغ و تبیین احکام نورانی اسلام و تشکیل نخستین حکومت اسلامی در سن ۶۳ سالگی در روز دوشنبه ۲۸ صفر سال یازدهم هجری به ندای حق لبیک گفت و چشم از جهان فانی فرو بست. مرقد مطهرش در مدینه منوره در کنار مسجدالنبی قرار گرفته است و همه‏ ساله سیل عاشقان نبوت، به‏ویژه در ایام پیش و پس از مراسم حج، از سراسر عالم به زیارتش می‏ شتابند.

 

آخرین هشدار پیامبر خاتم (صلی الله علیه واله)

در آخرین ساعت‏های زندگی پیامبراکرم (صلی الله علیه واله) ، وقتی غم و اضطراب و دلهره سراسر مدینه را فرا گرفته بود و یاران باوفای آن‏ حضرت با دیدگانی اشک‏بار و دل‏های آکنده از اندوه در کنار خانه رسول خدا (صلی الله علیه واله) جمع شده بودند تا از سرانجام کسالت آن‏ حضرت آگاه شوند، دختر گرامی رسول‏ خدا (صلی الله علیه واله)، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ، در کنار بستر پدر با قلبی سوزان و دیده گریان به زمزمه کردن اشعاری که حضرت ابوطالب (علیه السلام) در وصف آن‏ حضرت سروده بودند مشغول شد. چون به این بیت رسید که می‏گوید: «[ای صاحب] آن چهره نورانی که به احترام آن مردم از ابرها باران درخواست می‏ کنند و شخصیتی که پناهگاه یتیمان و بیوه‏زنان و درماندگان است»، ناگهان رسول خدا (صلی الله علیه واله) چشم خود را باز کردند و با صدای آهسته به دختر بزرگوارشان فرمودند: دخترم به جای این اشعار آن آیه را تلاوت کن که می‏گوید: «محمد (صلی الله علیه واله) پیامبر خداست و پیش از او نیز پیامبرانی آمدند و رفتند. آیا اگر او رحلت کند یا کشته شود به آیین و اعتقادات قبلی خود باز می‏گردید؟ [بدانید] هرکس دست به چنین کاری بزند به خدا زیان نمی‏رساند».

 

سخنان حضرت امیر (علیه السلام) در مورد رسول الله (صلی الله علیه واله)

نقل کرده‏اند وقتی علی (علیه السلام) بر طبق وصیت پیامبر (صلی الله علیه واله) پس از رحلت آن‏ حضرت مشغول غسل و کفن رسول خدا (صلی الله علیه واله) شدند، در حالی که اشک از دیدگانشان جاری بود با این جمله‏ ها درد فراق پیامبر را تسکین می‏ بخشید: «پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا! با مرگ تو رشته‏ای بریده شد که جز در مرگ تو چنان گسستنی دیده نشده است. با مرگ تو رشته پیامبری و فرود آمدن پیام‏های آسمانی از هم گسست. مصیبت رحلت تو دیگر مصیبت‏ دیدگان را به شکیبایی وا داشت و همگان را در مصیبت تو یکسان عزادار کرد. اگر تو خود ما را به شکیبایی امر نمی‏کردی، آن‏قدر اشک می‏ ریختیم که اشک دیدگان با گریستن بر تو پایان پذیرد، با این همه، دردِ جان‏کاهِ فراق تو همیشه با ما خواهد بود و این اندوه هرگز از ما جدا نخواهد شد و صد البته که این در مقابل عظمت مصیبت فقدان تو امر ناچیزی است. اما چه می‏ شود کرد؟ نه امکان بازگرداندن دوباره زندگی میسر است و نه می‏توان مانع وقوع مرگ شد.

 

وداع با مردم

پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) در یکی از آخرین روزهای حیات مبارکشان، در حالی‏که علی (علیه السلام) دست راست و فضل بن عباس دست چپ او را گرفته بودند به مسجد آمدند و برای مردم خطابه‏ای را با این عبارت خواندند: «ای مردم طولی نخواهد کشید که من از میان شما به عالم بقا منتقل شوم. بنابراین به هرکس وعده‏ای دادم یا به هرکس مدیونم، آن را از من طلب کند تا به جای آورم. ای بندگان خدا، جز از طریق اطاعت خدا کسی به خیری دست نیافته، از شرّ و بدی‏ها دور نمی‏ شود. کسی ادعا نکند که بدون عمل رستگار شده است. هیچ آرزومندی بدون تبعیت از احکام الهی رضای خدا را به‏دست نمی‏ آورد. سوگند به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد، انسان از عذاب الهی جز از طریق رحمت خدا و عمل صالح نجات پیدا نخواهد کرد. منِ پیامبر هم اگر به گناه و معصیت آلوده شوم هلاک خواهم شد»

rlm;گوید: